سوگنامه ای درفراق بزرگترین عشق مسئولین و مردم ایران نباید ازاین جمله “شهداء شمع محفل بشریتند” به سادگی بگذرند. هرجا وجدان بیداری برعظمت خون شهید و دل داغدار اولیاء دم شهید ارج گذاشت و دانست پای حفظ و صیانت از خاک و ناموس کشور چه خونهایی که ریخته نشد و چه دلها؛بخاطرداغ عزیزی نشکست، قطعا […]

سوگنامه ای درفراق بزرگترین عشق

مسئولین و مردم ایران نباید ازاین جمله “شهداء شمع محفل بشریتندبه سادگی بگذرند.

هرجا وجدان بیداری برعظمت خون شهید و دل داغدار اولیاء دم شهید ارج گذاشت و دانست پای حفظ و صیانت از خاک و ناموس کشور چه خونهایی که ریخته نشد و چه دلها؛بخاطرداغ عزیزی نشکست، قطعا برای رسیدن به مقاصد شوم و سرکیسه کردن باقی مانده ای ازآن دوران؛ برنامه ریزی نخواهدکرد که هیچ، بخاطر خون بهاءدل سوخته ای که در سوزخون شهید شعله وراست، ازخدماتی که باید برای آبادانی و تعالی کشور انجام دهد کوتاهی نمی کندچون غیرازاین دامن گیر خواهد شد آه ملت رنج کشیده.

تهمینه ملک از تبارحضرت زهراء(س) نسل امام حسن مجتبی(ع)وخادم حضرت معصومه(س)مادرشهید علی ملکزاده با اشاره به اینکه خانواده من از اولین بانیان جمعیت هلال احمر در شهرستان آمل بود؛ از نحوه شهادت پسر بزرگش علی درگفتگویی با سیده آمل اینچنین میگوید:علی پسربزرگ من تاریخ ۱۳۳۸/۱۱/۱۸ درآمل بدنیا آمدو درتاریخ ۱۳۶۱/۹/۹ در خط مقدم جبهه سومار به شهادت رسید.

وی درادامه گفت: ۴۰ سال پیش پسرم علی که دانشجوی سال سوم رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی آریامهر آن زمان بود؛ بعنوان امدادگر داوطلبانه راهی جبهه شد.

سوگنامه ای درفراق بزرگترین عشق

این مادرشهید با بیان اینکه پس از چند ماه متوجه شدیم علی با فعالیتهایی که در جبهه انجام داد بعنوان رزمنده وارد تیپ جوادالائمه سپاه برای خدمت به خط مقدم اعزام شد،ادامه داد: ۱۰ روزی بود که پسرم درمنطقه سومار خدمت میکرد که شبی؛خوابی دیدم و صبح به همسرم گفتم: هرجور هست علی را به خانه برگردان، جان پسرم درخطرهست.

تهمینه ملک با تاکیدبراینکه پسرم بعنوان یک امدادگر هلال احمر به جبهه رفته بود، اضافه کرد: همسرم که شاهد بیقراری من بود،صبح به سازمان هلال احمر رفت و ازطریق دوستان خواست با هر وسیله ای شده با علی تماس بگیرند و او را به خانه بازگردانند.

وی همچنین افزود: پس ازتماس و پیگیری امدادگران از آمل؛ علی جواب داد: چون من قول داده ام باید ۱۰ روز دیگر تا پایان عملیات درخط مقدم بمانم و الان نمی توانم برگردم.

از وفای بعهد تا شهادت

مادرشهیدعلی ملکزاده که باالهاماتی شهادت فرزندش را پیش بینی کرده بود؛ اظهار داشت: دقیقا همان ۱۰روزتمام نشده بود که واسط ما، ازهلال احمر آمل را برای شناسایی پیکر علی من خواستند و ایشان با تشخیص هویت خود اعلام کرد علی ملکزاده در خط مقدم سومار به شهادت رسید.

امااین بانوی بزرگوار قبل از انقلاب فعالیتهای مذهبی خود را بنام حضرت معصومه(س) انجام می داد؛پس از انقلاب بعنوان مادرشهید نیزبا پیشنهاد خانمی از اهالی رضوان ۶ در همسایگی منزل علامه حسن زاده آملی این فعالیتها رادرقالب آموزش قرآن واحکام بانوان و مسائل فرهنگی ادامه داد .

این بانوی فعال فرهنگی, اجتماعی خاطرنشان شد : از طریق امور فرهنگی بنیاد شهید از من خواستند تا  مدیریت این مکان را بعهده بگیرم و من نیز با نام حضرت معصومه(س) آنجا را برپا کردم.

وی همچنین عنوان کرد: بعداز شهادت پسرم در مدت ۳۸ سال فعالیت در آنجا بدون هیچ چشم داشتی و یا دریافت هزینه ای خانمها را به تعداد ۲۰۰ الی ۳۰۰ نفر گردهم آورده و در رشته های مختلف قرآنی و اجکام بانوان آموزش های لازم را تاقبل از شیوع کرونا بصورت حضوری انجام می دادیم.

تهمینه ملک با اشاره به اینکه خانواده ما بزرگترین موقوفه آقا ابا عبدالله حسین(ع) بنام حاج غلامرضای ملک التجار و آقا حسن ارباب درآمل هستیم، ابراز داشت: هیچ مادری بفکر اینکه اولادش به شهادت می رسد یا درجوانی فوت می کند فرزندش را بدنیا نمی آورد و این فراغ همیشه دلتنگی خود را دارد.

توانمندی مسئولین می تواند مقامشان را حفظ کند

این مادر شهید با گلایه از مدیریت های اخیر حوزه های مختلف که نارضایتی مردم را بدنبال آورده اند، اظهار داشت: ما بعنوان خانواده شهید نه پست خواستیم نه مقام چون معتقدیم مقام باید با توانایی همراه باشد تا توانایی بتواند آن مقام را حفظ کند؛ درسابق اعتماد بود ولی الان اعتمادها ازبین رفته، بنظر من درحال حاضر بهترین کار صبرکردن است تا انشاالله خیری پیش آید.

 

  • نویسنده : گلنازپیغمبرزاده
  • منبع خبر : سیده آمل